قالب وبلاگ

دختری با کفش های کتانی...شایدم موهای فرفری
افکار همایونــــــــی! 
پيوندهای روزانه

عمدتا

وقتی هنوز وارد دانشگاه نشدی٬ خودت رو با یه عینکِ طبیِ کت و کلفت که از قطر شیشه هاش تعداد ساعت های درس خوندنت تو روز رو داد میزنه تصور می کنی..

یا نه..

خودتو در حالِ طراحیِ کلی نرم افزار و ابزارِ مهندسی تصور می کنی!

حالا میتونی تعمیمش بدی به قشری که انسانی یا تجربی می خونن٬ صرفا غرغرِ این وبلاگم مالِ بچه های ریاضیه..بچه های بدبختی که بعدا مهندس نامیده میشن!

 

یا مثلا فک میکنی لایِ یه عالمه جزوه و کتابی و دورِت کیلو کیلو کاغذِ چرک نویسِ خط خطی شده با کلی فرمولای سخت و درازه...

بگذریم! همه تون هم قاعدتا قبل از ورود به دانشگاه تو فکر عکس گرفتن با لباسِ فارق التحصیلی و اون کلاه قشنگا بودین!خنده چه فکرِ دور ِ پوچی!خنده

 

اما وقتی واردِ یه خرابشده ای به اسم دانشگاه میشین..میبینین کلا داستان فرق میکنه!

سالِ اول همه عاشقن!

تمیز جزوه می نویسن...شصت و پنج تا خودکار رنگی تو کیفشونه...سرِ ساعت میرن دانشگاه...سرویس ثبت نام می کنن..به خودشون می رسن...

از همه مهم تر! تو دانشگاه کلی عکس می گیرن..میذارن فیس بوک...به پسرِ خاله قدسی نشون میدن ک.و.ن.ش بسوزه...قاب میگیرن می برن دم خونه دختر داییشون که پشت کنکور مونده...

خلاصه داستانیه!

ترم به ترم که میگذره همه چی برعکس میشه...

فقط تنها چیزی که واسه شون جذاب میشه اینه که میشن ترم بالایی و ترمای پایینیشونو به بادِ خنده میگیرن!

 

فقط خواستم بگم هیچ چیز دانشگاه شبیه تصوراتمون نبوده و نخواهدم شد! عبرتی باشد برای آیندگان! که چند ماه دیگه کنکورشونه و می خوان هوار شن سرمون!

به خدا خبری نیست! جز وقت تلف کردن هیچی نیست!

بگذریم...

این روزا

زندگیم شده مثل دانشجوهای مقیم شهرستان که حسابی خودکفا شدن!بی خوابی های شبونه..غذا درست کردن..خونه جمع کردن...درس و پروژه و تمرین و استرس و در به در دنبالِ جزوه دویدن!

و جالبیش اینه که هرچی زحمت میکشم انگار فایده نداره!

خستگیِ کلِ این ترم رو دوشم مونده!

بدترین قسمت داستان اینه که قرار نیست سبک تر بشه!! حدودا صد برابر سنگین تر میشه!

 

همه ی اینا رو نوشتم که بگم:

من نمیفهمم چرا بعضی از استادا(شما* بخوانید آقای خیاطی) اینقدر اصرار می ورزند که با یه لبخندِ خیلی ملیح(بخوانید حرص درار)٬ به ما بفهمونن که هیچ اعتقادی به دموکراسی و آزادی بیان در کلاس ها ندارن و ما ها هم همگی یک مشت انسانِ خرفت و بی خاصیت٬ ملغب به  دانشجو هستیم  که یلخی وارد دانشگاه شدیم و در آینده هم هیچ جای دنیا را نخواهیم گرفت؟؟

 

* منظورم از شما٬ هم دانشگاهیِ عزیز بود که در جریانی دیگه...

[ یکشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ٩:٢٧ ‎ب.ظ ] [ ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

کپی کردن مطالب این وبلاگ پیگرد قانونی ندارد! اما بیاین فرهنگ خود-کپی رایتی رو رواج بدیم!! مرسی که کپی نمی کنین.
صفحات دیگر
امکانات وب