به ما میگفتن بچه٬ به اینام می گن بچه!

نشستم با بچه های فامیل٬ کمک کنم واسه پیک شادی!

منتظر بودم از کیفش یه مشت کاغذ سیا سفید به هم منگنه شده در بیاره٬

خیلی جدی یه سی دی برداشت٬ گذاشت تو لپ تاپش٬ یه پی دی اف باز کرد٬ شماره سوالو سرچ کرد. گفت اینه!

 

احساسِ پیری کردم! داغون شدم!

ایکبیری!

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختری به رنگ سبزی ریحون

چه دوره ای داشتیم ما...کل عید رو ول می گشتیم...13 بدر رو هم که می رفتیم ساعت نه شب هول هول پیک حل می کردیم...

آرش

این که پی دی اف بود جلو من آزمون تیمز و بازیه آموزش رعایت الگوی مصرف گذاشتن واسه پیک شادی

|* (Y) . 4 . 1 . ! . | ) *|

http://pulse.yahoo.com/_ONCJLE4KT733FD3TSWITKSFYM4/blog/articles/126250?listPage=uncategorized ........ اینو برات جالبه ;)

|* (Y) . 4 . 1 . ! . | ) *|

http://pulse.yahoo.com/_ONCJLE4KT733FD3TSWITKSFYM4/blog/articles/126250?listPage=index

سارا

دیدی؟؟؟؟؟[تعجب] به خدا درحق ما اجحاف شده

موناتا

یعنی من قربون دل بدبختت بشم یعنی من این نوشته ی تورو بردارم قاب کنم جای نوشته ی کوروش کبیر بذارم آخ چقد ما بدبخ بودیم یه پیک میدادن دست ما ما اینو مشمع میکردیم (از زیرم زرورق البته کسایی که پولدار بودن )تا سیزده بدر این پیکه با ما همه جا میرفت داغون میشد پاره میشد دو پارچ آب روش میریخت وسطش علف پپیدا میشد اووووووه داستانها داشتیم

موناتا

یعنی من قربون دل بدبختت بشم یعنی من این نوشته ی تورو بردارم قاب کنم جای نوشته ی کوروش کبیر بذارم آخ چقد ما بدبخ بودیم یه پیک میدادن دست ما ما اینو مشمع میکردیم (از زیرم زرورق البته کسایی که پولدار بودن )تا سیزده بدر این پیکه با ما همه جا میرفت داغون میشد پاره میشد دو پارچ آب روش میریخت وسطش علف پپیدا میشد اووووووه داستانها داشتیم

روشا

خیلی باحال بود... در کل با پستات حال کردم ...[چشمک]