خودآزاری.بزرگترین لذت دنیا

موضوع مال الان نیس

یه بغض قدیمیه

کهنه شده مونده بیخ گلوی وامونده م

بش می گم د بشکن آخه لامصب

سنگ شده٬

نمیشکنه

این دستای همیشه مشت شده

انگشتای گره خورده

کف دست عرق کرده از دق!

آماده ن همیشه

آماده یه سینه محکم

که بزنن روش

تا جون دارن بزنن روش

تا وقتی تموم این ناخونای نا مرتب

زخم کنن..بکّنن کف این دستِ بی صاحابو

بزنن..بزنن خالی کنن

بدیش اینه

اونی که باید آروم کنه نمی کنه

همون مشتای عصبی

می خوره محکم تو سر و صورتِ خود بدختم

درد داره..زجر داره..لذت داره

اوج لذتش اونجاس که لاقل آدم خودشو واقعی دوس داره

 

بزن لعنتی..

محکم تر..

محکم تر..

محکم تر..

/ 2 نظر / 4 بازدید
Hidden

کاش می دونستی منم همینم ولی نمیدونم دلیل بغض هردومون یکی هست یا نه... منظورم به دلایل مشابهه نه ارتباط با هم

سودی یه چشم

آخ از اون وقتی که دلت میخواد حرصت و سر یکی خالی کنی..........