از دیو و دد ملولم ... انسانی هم باقی مانده ؟

مدت ها میگذشت از اون روزی که تصمیم گرفتم دهنم و اعصابمو بسته نگه دارم

تا زمان خیلی چیزا و خیلی آدما رو درست کنه..

به قولی،

تا اطلاع ثانوی..!

الان

مدت هاست که از سکوت ناخواسته ام می گذره

شاید زمان همه چیز رو درست کنه، شاید.

اما روح منو خراش میده..آزار میده....

اینه همه ی اون آدمایی که از ترس زبون ِ نیش دارشون پشت بهونه ای به اسم سکوت پنهان شدم، فکر می کنن که حرفی ندارم برای گفتن!

چقدر تلخ!

چقدر تلخه که آدم ها خوی آدمیت رو از دست دادن که نمی فهمن، سکوت علامت رضا نیست! سکوت یعنی رعایت کردن ِ حرمت ها! سن و سال ها...

چقدر دلم شکسته!

چقدر حرف های نزده دارم!

....

/ 1 نظر / 13 بازدید
بهروز

سلام من سرچ می کردم که این مطلب شما رو دیدم و خواستم بگذرم که دیدم نوشتید انسانی هم باقی نمانده. خواستم بگم اینطورا هم نیست. چرا هنوز انسان پیدا می شه ولی باید برای امثال من و شما معلوم بشه که انسان بودن چقدر ارزنده است. که اگر روزی به انسانی برخورد کردیم قدرش رو بدونیم. آخه ما آدما اغلب قدر چیزهایی رو که رایگان بدست بیاریم نمی دونیم ولی با این بهایی که همه ی ما پرداخت کردیم الان بخوبی معلوم هستش که انسان چقدر می ارزه و از اون بی نهایت ، تاکید می کنم بی نهایت بار بیشتر اینکه قدر خدا رو بدونیم. آخه همونطور که گفتم چون خدا خودش رو مجانی به ما داده ما اصلا نه تنها قدرش رو نمی دونیم بلکه حتی کفران هم می کنیم. خوشبختی رو نمی شه با هیچ کلمه ی مثبتی به این گویایی که با کلمات منفی تعریف می شه تعریف کرد خوشبختی یعنی انسان هیچ احساس غم و ترسی نداشته باشه. شما که غم و ترس و اندوه را درک کرد الان متوجه میشید که خوشبختی یعنی چی. شما که انسان نبودن رو فهمیدید الان می دونید انسان یعنی چی. شما الان به مفهوم خوشبختی و انسان بودن نزدیکترید. انسان بودن یعنی اینکه یه ناشناس بدون هیچ توقعی به یه ناشناس دیگه کمک کنه. موفق باشید