خاطره مثل یه پیچک، می پیچه تو تن خسته م...

به نظرم مثلا 10 سال پیش، یه بویی می داد، یه رنگ خاصی داشت! مثلا من یاد 10 - 15 سال پیشم که می افتم، یه بویی تو مشامم میاد، بعد انگار تو فکرم رنگ فضا عوض میشه! انگار یه فیلتر خاصی داره! انگار خاطراتمو بردم تو فتوشاپ، یه ذره برایتنس شو زیاد کردم، کنتراستشو بردم بالا، بعد یه فیلتر سپیا گذاشتم روش!

من ممکنه یه روز تو زندگیم از سرطان نمیرم! اما صد در صد از نشخوار کردن خاطراتم می میرم! 

کلا این مغز چرا یه شب خفه نمیشه، من نمیدونم!

/ 1 نظر / 21 بازدید
مثل هیچکس

خوش برگشتی