شبای نورانی!!!!!

یه زمان نمیدونم سوزان روشن بود...شماعی زاده بود...کی بود...٬

می اومد خیلی شاکی میگفت: ساعتِ هفتِ شبه...ساعتِ هفتِ شبه...دلم پر از تاب و تبه و اینا..

بنده خدا خبر نداشت این موقع سال ساعت هفت شب یه پا روزه واسه خودش!!!!!

 

 

پ.ن:کور شدیم این آپشن برایتنِس کجاس کمش کنیم؟؟ 

/ 4 نظر / 9 بازدید
بهروز(مخاطب خاموش)

کلا تناقض تو شعراین دسته ادما زیاده...حتما شنیدی دیگه : دل شده یک کاسه ی خون...

سروش

باید کلید F1 آسمونو با دکمه پایین زمین رو با هم بگیری کم شد؟؟

لئو

اینجوری بهتره که زمستون ساعت 5 بعد از ظهر مامانت زنگ میزنه میگه نصف شبی کجا رفتی؟؟

مرگبال

[خنده]