من هایِ من.

همه ی آدما توی پس زمینه ذهنشون برای خودشون یه زندگیه دیگه ساختن

بعضی ها تو اون زندگی خودشونو در بهترین و قشنگ ترین ها مجسم می کنن.

بعضی هام هستن که خودشونو آدمای مظلومی میبینن که در حقشون اجهاف شده.

 

بیاین رو راست باشیم! علی رغم همه نیازمون به قشنگی ها و بهترین ها و خوشبختی٬

همه مون یک «منِ» آزرده توی وجودمون داریم٬ که می خوایم برای آزردگیش خیلی ها رو محکوم کنیم...خیلی هایی که شاید ازشون دلخوریم. 

همه مون خودِ خسته مونو توی افکارمون قهرمان مظلوم داستان میدونیم و با از خودگذشتگی هامون داریم بقیه رو متوجه اشتباهاتشون می کنیم و خیلی ها ته داستان به خیلی چیزها پی می برن.

بذارین بیشتر از این توضیح ندم. 

چیزی که هست٬ اینه که گاهی توی زندگیه واقعی٬ یه چیزایی میبینیم و میشنویم٬که تقریبا شبیه اون زندگیه دراماتیکیه که توی افکارمون ساختیم.

و بدبختی از اونجایی شروع میشه که خود واقعیمون با خودِ آزرده مون همذات پنداری میکنه٬ و خیلی از باور هایی که برای خودش ساخته باور می کنه!

چون اون لحظه دوست داریم که مظلوم باشیم

چون اون لحظه دلمون به حال خودمون میسوزه...

چون همه خودشونو رنج کشیده می دونن.

و شاید غیر از این هم نباشه.

 

اما مساله اینه که اون لحظه ی همذات پنداریِ دوتا من ها٬ ممکنه خیلی از فرصت ها از بین بره..

و این اوج فاجعه ست.

/ 1 نظر / 13 بازدید
نیمول

من همیشه قلمت رو تحسین کردم و از خوندن نوشته هات لذت میبرم وامیدوارم روزی این نوشته هاتو جایی غیر از وبلاگای اینترنتی بخونم به نظرم اون روز زیاد دور نیست .. تو احساسات درونی آدمارو خیلی خوب با قلمت رو کاغذ میاری..